پایگاه اطلاع رسانی شورای اسلامی مازندران




 تعداد بازدید: 156

نماینده استان مازندران در شورای عالی استان‌ها



صاحب شریفی با اشاره به مشکل تالاب میانکاله گفت: ریشه‌ی مشکلات در سیاست‌گذاری‌های نادرست و در شیوه‌ی مدیریت است که سبب خشک شدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها می‌شود.
 ب صاحب شریفی نماینده استان مازندران در شورای عالی استان‌ها در یادداشتی نوشت: اگر تالاب زبان داشت فریاد می‌زد اگر پایی برای رفتن و دستی برای نوشتن می‌داشت حتماً در محاکم قضایی از معترضین به حقوقش عارض می‌شد و از حق خویش دفاع می‌کرد. قصه از جایی شروع شد که حفاظت از محیط‌زیست به انسان واگذار گردید. انسان طمع‌کار و منفعت‌طلب.
 این قصه‌ی تلخ در کشور ما تلخی­اش به‌مراتب گزنده‌تر است وقتی بی‌کفایتی و بی‌مسئولیتی و بی‌دانشی هم به حرص و طمع قبل اضافه می­گردد. جایی که حافظان و طماعان باهم بر سر یک سفره نشینند نتیجه قربانی شدن حق است و از بین رفتن تالابی به نام میانکاله که ریشه در تاریخ ما دارد.
 میانکاله‌ی امروز و میان قلعه‌ی دیروز به مرز انقراض رسید. این زیستگاه بی‌نظیر پرندگان و جاندارانی چون قرقاول، اردک سرسبز و سر حنایی، اردک تاج‌دار، مرگوس‌ها، غاز خاکستری، پیشانی‌سفید، اردک تاجدار، باکلان کوچک، اردک سرسفید، مرگوس بزرگ، سنقر تالابی، زنبورخوار، سنقر خاکستری، دلیجه، سنگ چشم، طاووسک، غاز پا زرد، عروس غاز، گیلانشاه، قار، پرلا، کاکایی، پرستوی دریایی، بحری، پیغوی کوچک و چرخ‌ریسک دم‌دراز و بالأخره قوها و پلیکان‌ها امروز به مساحتی حدود ۱۰ درصد گستره‌ی اولیه‌ی خود رسید. اشکال اساسی در حق ­آبه تالاب و حوزه‌ی تأمین آب و ورودی‌های تالاب وجود دارد. عمق اندک تالاب و از بین رفتن پوشش‌های گیاهی اطراف به دلایل گوناگون از چرای بی‌رویه‌ی دام گرفته تا تغییر کاربری‌های اطراف و خشکی سبب تغییرات اساسی در اکوسیستم منطقه خواهد شد که البته اکنون نیز در شرف وقوع است. 
 زمانی که دانش و فن‌سالاری حلقه‌ی اتصال مجموعه‌های تخصصی دولت نظیر کشاورزی، صنعت و محیط‌زیست نباشد خروجی همین می‌شود که می‌بینیم. تشکیلاتی برای بهبود بیلان خود مجوز پرورش ماهی می‌دهد، آن دیگری برای فریب بالادستی‌ها و ارائه گزارش، مجوز بهره‌برداری چاه برای مقاصدی مثلاً اشتغال‌زا صادر می‌کند، صنعت و معدنی‌ها نیز همواره ساز خود می‌زنند و در این میان رئیس سازمان محیط‌زیست سخنرانی‌های خوب می‌کند و دائماً شکوه و گلایه و همدردی و فقط حرف میزند و حرف و حرف. نتیجه همین آش است و همین کاسه. 
معاون محترم رئیس‌جمهور طوری از طرح جامع سخن می‌گوید که گویی سال اولی است که دولت در این کشور آغاز به کار نموده و این طرح جامع هم از ابداعات ماست. برادر من... جناب جهانگیری، طرح جامع لازم نیست، یک جستجوی ساده‌ی اینترنت و چند دستور راهبردی با تخصیص اعتبار لازم و نظارتی آهنین گره از کار این تالاب در کوتاه‌مدت خواهد گشود. ریشه‌ی مشکلات در سیاست‌گذاری‌های نادرست شماست. در شیوه‌ی مدیریت شماست. میانکاله‌ی جدای سایر بخشه‌ای سیاست‌های زیست‌محیطی ما تعریف نمی‌شود. بحران میانکاله و جازموریان و گاوخونی و انزلی و دریاچه‌ی ارومیه و صدها مورد دیگر نتیجه سوء تدبیر و عدم دانش مدیریتی و تخصصی دولت شما و دولت‌های پیش از شماست. نگهداشت محیط‌زیست یک کار فانتزی نیست. یک ضرورت ملی است. 
همه‌ی دستگاه‌های اداری کشور ذیل سرفصل‌های دانش‌محور و دانش‌بنیان ابلاغی از سوی سازمان محیط‌زیست کشور ملزم به ادامه‌ی فعالیت‌اند. تنها در این صورت می‌توان به احیای این تالاب‌ها و محیط‌زیست امید بست. در غیر این صورت سخنان اخیر آقای جهانگیری هیچ وجاهت و تأثیری نخواهد داشت. سخنانی ازاین‌دست حکم آب‌نبات و کودک گریان است. 
احیای تالاب میانکاله و امثالهم در گرو تغییر نگرش حاکمیت به مقوله‌ی محیط‌زیست است و لا غیر. نگفتم دولت، ‌عرض می‌کنم حاکمیت یعنی تمامی نهادهای تصمیم‌ساز و تصمیم گیر. بحران تالاب میانکاله نتیجه غفلت چند دهه‌ای ما از مقوله ایست به نام دانش و تخصص.