بابل یکی از شهرستان های استان مازندران است که با 1431 کیلومتر مربع مساحت ، در قسمت مرکزی استان واقع است .این شهرستان دارای 2 شهر به نام های بابل و امیر کلا و 3 بخش به اسامی بخش مرکزی ، بخش بند پی شرقی ، بند پی غربی و همچنین 10 دهستان است .
        
بابل یکی از شهرستان های استان مازندران است که با 1431 کیلومتر مربع مساحت ، در قسمت مرکزی استان واقع است .این شهرستان دارای 2 شهر به نام های بابل و امیر کلا و 3 بخش به اسامی بخش مرکزی ، بخش بند پی شرقی ، بند پی غربی و همچنین 10 دهستان است .

بابل یکی از شهرستان های استان مازندران است که با 1431 کیلومتر مربع مساحت ، در قسمت مرکزی استان واقع است .این شهرستان دارای 2 شهر به نام های بابل و امیر کلا و 3 بخش به اسامی بخش مرکزی ، بخش بند پی شرقی ، بند پی غربی و همچنین 10 دهستان است .

شهرستان بابل دارای 613 روستا و آبادی است . 6 دهستان در بخش مرکزی ، 2 دهستان در بخش بند پی شرقی و 2 دهستان نیز در بخش بند پی غربی استقرار یا فته اند.

تقسیمات سیاسی :

بخش مرکزی شهرستان به مرکزیت شهر بابل شامل دهستان های بابل کنار – فیضیه – گنج افروز – گتاب کاری پی لاله اباد و شهر امیر کلا .

بخش بند پی شرقی به مرکزیت گلوگاه و دهستان های سجاد رود و فیروزر جاه .

بخش بند پی غربی به مرکزیت خوش رود پی و دهستان های خوش رود و شهید و آباد .

شهرستان بابل از شمال به شهرستان بابلسر، از مشرق به شهرستان قائم شهر و سواد كوه، از جنوب به كوهپايه ها و دامنه هاي شمالي رشته كوه هاي البرز و از مغرب به شهرستان آمل محدود است.
بنا به روايات و نوشته هاي مورخان ، شهر بابل امروزي شهري بود نزديك دريا، پاك و مقدس و با توجه به نفوذ دين زردشت در دوران باستان بوميان آن را « مه ميترا» يا جايگاه ميتراي بزرگ، معبد يا آتشكده بزرگ ميترا مي ناميدند. در اواخر قرن سوم هجري مورخان اسلامي از مامطير به عنوان يكي از شهرهاي طبرستان نام برده اند. « مامطير» از نيمه دوم قرن هشتم هم زمان با فرمانروايي سادات مرعشي به « بارفروشده» و اواخر دوره صفوي به « بارفروش» تغيير يافت. در زمان صفويه عمارت هاي زيبايي در اين شهر ساخته شد. در سال 1311 به مناسبت مجاورت « بابل رود » كه در غرب اين شهر جريان دارد، « بابل » ناميده شد.

پيشينه تاريخي شهر بابل:

غالب پژوهشهاي انجام گرفته در ارتباط با تاريخ شهر بابل بر اين عقيده اند كه شهر بابل كنوني همان مه ميتراي باستاني است. قطعيت اين نظر به دلايلي اشتباه وجود دارد. پژوهشگراني كه هر دو شهر را يكي دانستند معتقدند مه ميترايي باستاني در بيست كيلومتري شهر بابل كنوني است و اينكه دو شهر با بيست كيلومتر فاصله را يكي بدانيم با توجه به ساختار و سازمان قضايي ويژه شمال كه پراكندگي سهام نقاط شهري توسط تا نسبتا بزرگ وجه مشخصه آن است امري نادرست خواهد بود . در مورد تشكيل گيري شهر بابل براي اولين بار در سال 881 هجري قمري ظهير الدين مر عشي در تاريخ رويان ، از دهي به نام بارفروش ده نام برده است . اين ده درهمين مكاني واقع بوده كه امروزه شهر بابل است لذا مي توان آنرا هسته اوليه بابل كنوني به حساب آورد .

مرآة البلدان (از كتب معتبر دوره قاجار) نيز بناي اوليه شهر بارفروش را در دوره صفويه مي داند كه با تاريخ فوق همخواني دارد زماني كه مرعشي از شهر بابل نام برد ، سلسله سادات مرعشي حاكم در مازندران آخرين سالهاي حكومت خود را در اين منطقه ميگذراند تا اينكه در سال 1006 ه.ق اخرين انها به طور كامل حكومت مازندران را به شاه عباس صفوي واگذار كرد .تا پيش از دوره صفوي بابل كنوني ،محل آب بندان كوچكي بود (كه پشت آن اسنخر مانندي شكل گرفته بود ) زارعان نواحي مجاور آنجا ‎آب مزارع خود را تقسيم مي كرده اند . اين سد در محله كنوني آستانه واقع بود .اطراف سد را جنگل و مزارع فرا گرفته بود و تپه اي نيز در آن قرار داشت كه سطح تپه مناسب براي فعاليت كشاورزي نبوده و بعنوان محل استراحت انبار ابزار و محصولات و خريد و فروش از آن استفاده مي شد و شهرها و روستاهاي اطراف را به هم پيوند مي داد . لذا هفته بازاري در آنجا تشكيل شد و ساكنان مناطق مجاور در روزهاي پنج شنبه كالاهاي بازار بر نياز خود را براي مبادله و فروش به اين بازار هفتكي مي آورند ، با شرايطي كه به لحاظ قضايي . فرهنگي پيش امد و وجود مقبره امازاده به نام قاسم ، اين مكان كم كم جمعيتي متراكم شد و دهي در همين محل با نام بار فروش شكل گرفت بنا بر اين هسته اوليه شهر بابل در محل آستانه و پنج شنبه بازار فعلي به وجود آمدند و علل شكل گيري آن عبارت بود از وجود سد و تپه، مركزيت كشاورزي ، قرار داشتن در محل تقاطع شهر ها و سپس شكل گيري . پنج شنبه بازار و امامزاده قاسم.

روند گسترش شهر :

دوره اول :
در اين دوره كه شامل سالهاي قرن هشتم هجري تا اول قاجاريه است ، هسته اوليه شهر شكل گرفته بود وتا اوخر قاجار ، به صورت حلقوي تكامل پيدا كرده است ، اين بافت از زيبايي هاي هنر و معماري منحصر بفردي برخوردار است . بافت جديد اين دوره از تعدادي محله و زير محله تشكيل شده است و داراي عناصر كالبدي شهري مهم است . آنچه در اين بافت مهم است آن ارتباط و انسجام كالبدي بين عناصر و فضاهاي شهري است .

دوره دوم :
اين دوره شامل سالهاي 1345-1300 است . در اين دوره كه از دوران حكومت رضاخان شروع مي گردد در شهر تغييراتي اساسي ايجاد شده ، بطوري كه اين تغييرات در فرهنگ و اقتصاد كالبد شهر تأثير گذاشته است . كالبد شهر از حالت سنتي و توسعه تدريجي خارج شده و انسجام و ارتباط مطلوب فضاهاي شهر و محلات شهر را از بين برده است . در اين دوره بناهايي متأثر از معماري قديم ايران و اروپاي باستان شكل گرفته كه داراي زيبايي و جلوه خاص است ، اين نوع معماري بوسيله متخصص آلماني مقيم شهر بابل در ساختمانهاي دولتي مانند شهرباني ، بابل ، شهرداري ، اداره پست ، آموزش و پرورش بكار گرفته شد . در اين دوره شهر بابل بصورت حلقوي رشد نموده و بر پيرامون حلقه اول شكل گرغته است .

دوره سوم :
شامل سالهاي 1355- 1345 است . در اين دوره اولين طرح جامع بابل تهيه گرديد . در اين طرح توسعه شهر بابل مطابق با استراتژي خاص تعين شده بود ، در اين دوره شهر بابل مطابق با روند توسعه پيشنهادي بصورت حلقوي – خطي رشد پيدا كرد كه شكل حلقوي آن در طول هسته اوليه شهر و گسترش خطي آن در امتداد رودخانه بابل رود بوده است .
دوره چهارم : اين دوره شامل سالهاي بعد از رخداد انقلاب اسلامي است . با توجه به شرايط خاص انقلابي و عدم تمركز سطوح تصميم گيري بر روي اجراي برنامه ها ، سيل عظيم مهاجران روستاي به شهر بابل را به همراه داشته است . اين مهاجرين در حاشيه شهر بويژه در جنوب ، جنوب شرقي و جنوب غربي بابل ساكن شدند كه بدنبال خود گسترش خودرو و پراكنده را در اطراف بابل بوجود آوردند .

ويژگيهاي كلي بافت قديم شهر :
اين بافت از كوچه هاي پيچ در پيچ و باريك تشكيل شده و شامل محله هاي قديمي شكل گرفته در اطراف بازار است . در اين بافت قطعات تفكيكي به طور نا منظم و به تبعيت از عوراض طبيعي زمين و حد مالكيت ها شكل گرفته است . فرم ساخت و سازها بسيار متنوع است . هر محله دارا ي مركزيتي است كه تكيه ، مسجد يا حسينيه اكثراً به همان نام در كنار ميدان مركزي دارد. ميادين فوق با يكمحور اصلي سراسر بهم متصل شده اند .كوچه هاي متعددي از اين محور منشعب گرديده و دسترسيواحد هاي مسكوني واقع در دل بافت را تامين مي نمايد.
از نگاهي ديگر به مجموعه شهر قديمي بابل از چند محله و زير محله تشكيل شده است . مجموعه مزبوردر مركز شهر قرار گرفته و عناصر گوناگون مانند مسجد، كاروانسرا، تيرچه و راسته بازار هاي گوناگون درآن ديده مي شود . به طور كلي سير شكل گيري بافت قديم بابل در امتداد محور اقتصادي فرهنگي كه از نظر سلطنتي شروع شده و از سبزه ميدانو بازار هاي اطراف مسجد جامع عبور كرده و راسته هاي بازار بين چهار شنبه پيش و چهار سوق و پنج شنبه بازار پشت سر ميگذاردو به ميدان كياكلاختم ميشود .
سازمان فضائي بافت قديم شهر بابل بر اساس پيوند ميان مراكز شهر از طريق گذرهاي اصلي و فرعي است . گذرهاي اصلي كه محلات و مراكز آنها را بهم پيوند مي دادند نامنظم است و در مسير گذرها ،عناصر كالبدي و فضاهاي شهري شكل گرفته است .

از جمله ويژگي هاي اساسي بافت قديم بابل عبارتند از :

1- همگني از نظر مذهب ، منزلت اجتماعي و اقتصادي و استفاده از امكانات مشترك
2- اهميت مراسم مذهبي و تجلي كالبدي اين اعتقادات بافت قديم بصورت ايجاد تكيه ، حسينيه و مسجد
3- استفاده از مصالح واقعاً بادوام
4- پويائي عناصر موجود به ويژه بازارهايي با عملكرد غايب شهري
5- ويژگيهاي معماري چون ،سيستم دروگري و تمايل به مركز در بناها ، استفاده از قومهاي متنوع و قرينه در نماي بيروني بنا ، استفاده از سردرهاي بسيار زيبا
6- قابليت دسترسي بالاي هر محله جهت رفع نيازهاي خدماتي و اجتماعي

افزايش بي رويه جمعيت بافت قديم و خروج ساكنين بومي بافت قديم توأم با نوسازي سريع و ناهماهنگي سبب ناهماهنگي فضائي و كالبدي در بافت قديم طي سالهاي اخير شده است .آثار تاريخي بافت بابل :

1- گنجينه بابل 2- بقعه امامزاده قاسم 3- مسجد جامع 4- مسجد محدثين ( مقبره شيخ كبير )
5- تكيه سرحمام 6- تكيه حصيرفروشان 7- تكيه مرادبيك 8- خانه اوصيا 9- خانه نجفي 10- حمام ميرزا يوسف

 

 

 بازارها و قلعه‌های قدیمی                                                                                                                                    

                                                                                                                                             بابل ( بارفروش ) در قديم مركز خريد و فروش كالاهاي شهرهاي مختلف اطراف و مسير تجاري كالاهاي روسي بود رضاقلي ميرزا در مسافرت خود به خوارزم درباره بارفروش ( بابل ) مي نويسد : بافروش در قديم دهي بوده است و بارهايي كه با كشتي از حاجي ترخان به بندر مشهد سر مي آوردند به آن ديه حمل كرده و مي فروخته اند لهذا نام اين قريه بارفروش ده شد بتدريج جماعتي از تجار در آن ساكن شدند و آباد شد .
ابت ( Abbott ) كه در سال 1260 هجري قمري از بابل ديدن كرده است در مورد بازار شهر چنين مي نويسد : بازار اينجا خياباني صاف و مستقيم است نه فراواني نعمت دار د و نه زيبا ست چهارصد تا پانصد دكان دارد كه هفتاد دكان آن اجناس اروپايي و محلي مي فروشند تعداد تجار شهر بالغ بر 100 نفرند تجار اينجا نسبت به تاجران ساير شهرها كم مايه ترند ، 40 يا 50 تن ايشان اهميتي دارند 25 تن ايشان با تجار هشتر خان ارتباط دارند شهر داراي 12 كاروانسرا است.
بدليل اهميت تجاري كه بافروش از قديم داشته كاروانسراهاي متعددي در اين شهر ايجاد شد كه دفاتر تجاري و محل انبار برخي از كالاها در كاروانسراها ي مستقر در بازار بوده است كه متاسفانه در حال حاضر تعدادي از آنها از بين رفته است.

 

         

کد مطلب : ۲۴  / گروه :  / ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۵  /  بازدید : ۶۷۳۹

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

آمار سایت

امروز117
دیروز 994
جمع 838782
        
 کلیه حقوق برای پایگاه شورای اسلامی استان مازندران محفوظ است - طراحی ، اجرا و پشتیبانی : مازندنت